X
تبلیغات
[یک ایران بد روی خط داغ] - کلینیک سکس تهران (Dr.OHADI's Tehran Sex Clinic)
خودپرسشگری (SELF-CRITICISM) : نیاز ناگریز نوزایی ( رنسانس ) این مرز پر گزند
 

 

 

 

 

از آغاز بهمن ماه ۱۳۸۹، تنها نشانی مطب روانپزشکی و کلینیک تشخیص و درمان مشکلات جنسی ، زناشویی و خانوادگی ام در تهران چنین است:

  

 تهران، خیابان ولی عصر ( پهلوی پیشین )، ضلع جنوب شرقی تقاطع نیایش ( سر اسفندیار )، رو به روی دانشکده مامایی - پرستاری دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، نبش کوی شهید بابک بهرامی، ساختمان نگین نیایش، طبقه نخست ، واحد ۱، مطب روانپزشکی و کلینیک بهداشت و سلامت جنسی، زناشویی و خانوادگی دکتر بهنام اوحدی (  Dr.Ohadi's Tehran Sex Clinic ) ،  تلفن و دورنگار : ۳- ۲۲۰۳۸۵۳۲ / ۸۸۶۷۶۰۰۳ / ۸۸۶۷۰۶۱۷ / ۸۸۶۴۵۱۲۰ / ۰۹۱۳۱۱۷۰۶۲۴ / ۰۹۱۹۴۹۴۲۰۶۰

 

روانپزشک و رواندرمانگران کلینیک، هر روز - به جز پنج شنبه و آدینه ( جمعه ) - از ساعت ۱۴تا ۲۲ ( دو پس از نیمروز تا ده شامگاه ) پذیرای مراجعان هستند.

 


 

ART & SEX

 

 

با یاری پروردگار بخشنده ی مهربان ، از ۱۷ بهمن ماه ۱۳۸۸ ، نشانی مطب و کلینیک های دکتر بهنام اوحدی ( روانپزشک و سکسولوژیست ) بدین گونه خواهد بود:

 

۱ - روزهای شنبه ، دوشنبه ، و چهارشنبه ۱ بعد از ظهر تا ۹ شب ( ۱۳ تا ۲۱ ) و

روزهای یک شنبه و سه شنبه ۳ بعد از ظهر تا ۹ شب ( ۱۵ تا ۲۱ ) و

پنج شنبه ها  ۸ بامداد تا ۱۲ ظهر در

 

 تهران ، خیابان ولی عصر ( پهلوی سابق ) ، رو به روی پارک ملت ، بالاتر از بازار صفویه ، بین کوی آرامش و خیابان ناهید غربی ، ساختمان صورتی ، طبقه ی چهارم ، واحد ۲۷ ، مطب و کلینیک بهداشت و سلامت جنسی ، زناشویی و خانوادگی دکتر بهنام اوحدی (  Dr.Ohadi's Tehran Sex Clinic ) ،  تلفن :  ۲۲۰۳۸۵۳۲ و ۲۲۰۳۸۵۳۳ و ۲۲۰۵۵۳۵۶ و ۲۲۰۵۳۸۱۷ و ۲۲۰۱۷۳۷۱ و ۱۱۷۰۶۲۴-۰۹۱۳

 

 

 و همچنین

 

۲- از اسفند ماه ۱۳۸۸ ، سه شنبه ها ۹ بامداد تا ۱۲ ظهر :

 

کرج ، میدان سپاه ، برج طاق کسری ، طبقه ی دوم ، واحد ۲۰۳ ، مرکز مشاوره و روانشناسی سلامت ، تلفن : ۴۴۴۰۶۰۰-۰۲۶۱

 

 

۳- از ۲۲ فروردین ۱۳۸۹ ، یک شنبه ها ۹ بامداد تا ۱۲ ظهر :

 

دماوند ، دو راهی گیلاوند ، نبش زنبق یک ، جنب صندوق قرض الحسنه ی ثامن الائمه ، کلینیک دکتر فرخی سیستانی ، ۵۲۴۲۴۱۶-۰۲۲۱ و ۵۲۳۲۳۵۶-۰۲۲۱

 

 

 


 

 

« میل جنسی » ، برداشتی چند بعدی

 

 ( Sexual Desire, a Multi dimentional Concept )

 

 

دکتر بهنام اوحدی

 

 

روانپزشک و سکسولوژیست

 

 

www.iranbod.com

 

 

میل جنسی از دیدگاه روانکاوی

 

فروید میل جنسی را چنین بیان کرده است : « برداشتی از یک برانگیختگی ( تهییج ) پیکری و روانی که سرچشمه ی آن برانگیزاننده ( محرک ) است که در یکی از اعضای پیکر وجود دارد و هدف آن ارضاء و به ثمر رساندن تحریک بدنی و روانی است ». فروید در  نظریه ی « اروس ( غریزه ی زندگی ) » و « تاناتوس ( غریزه ی مرگ ) » خود ، غریزه ی زندگی ( اروس ) را دربردارنده ی « لیبیدو ( زیست مایه ) و ایگو ( خود ) » برشمرد. به باور فروید ، « انگیزش بنیادین  آدمی ، سرشت و ماهیتی جنسی دارد ».

یونگ در بحث « کهن الگو ها » ، به سکس پرداخته و آن را در زیر عنوان همزادان نرینه ( آنیموس ) و مادینه ( آنیما ) بیان کرده و یادآور می شود که اهمیت این دو برای سلامت روان ، در آن است که هر دو باید بیان شوند. یعنی مردان باید ویژگی های زنانه ی خود همچون ملایمت و زنان ویژگی های مردانه ی خود همانند پرخاشگری را در کنار ویژگی های جنس خود بروز دهند.

اریش فروم ، میل جنسی را از نمادهای رشد و تکامل آدمی دانسته و نیاز به ارضای میل جنسی را فرارانی هیجانی زیست شناختی و فیزیولوژیک می شناساند. او میل جنسی را برآمده از غریزه ، یادگیری و فرهنگ می داند.

 

مزلو بیان داشته که میل و تکانش جنسی و عشق گر چه در ماهیت جدا از یکدیگر و قابل تفکیک هستند ، اما مکمل یکدیگر و وابسته به هم هستند. لذات و کامجویی های جنسی نزد آدمیان خودشکوفا ، می تواند پیوستاری از تجربه ای ژرف ، سرشار و شورانگیز از عرفان ، تا بازیگوشی ، سرگرمی و شوخی صرف – به ویژه در موارد دشواری ، خستگی روانی ، افسردگی و اضطراب - داشته باشد. درک ، شعور و شناخت آدمیان خودشکوفا در آمیزش و هماغوشی ، بالاتر و بالنده تر از توده ی اجتماع است. این درک و شعور فراتر از عادی ، بر پایه ی پذیرش سالم خود و دیگران است که در آن هیچ گونه تمایز و تفکیک قطعی بین نقش های جنسی دو جنس نرینه و مادینه وجود ندارد.

پرلز فراران ( سائق ) آدمی را « گشتالت های ناقص ( وضعیت های ناتمام ) » می داند و خاطر نشان می سازد که مهار و سرکوب میل جنسی ، موجب توقف رشد تمایلات و رفتارهای جنسی آدمی ، پیشگیری از رشد و پیدایش هویت کامل و رخ دادن روان نژندی ( نوروز ) ها می شود. از این چشم انداز ، پرلز هویدا و نمایان شدن میل ، اشتیاق و عطش جنسی  را به صورت زهد ، پرهیزگاری ، ریاضت و عبادت های ویژه و گزافه آمیز می شناساند؛ چرا که جوشش های سرکوب و فرونشانده شده ، به سادگی ناپدید نمی شوند.           

 

مفاهیم

 

مفهوم فرویدی لیبیدو:

 

لیبیدو از دیدگاه  فرویدی دارای مفهومی گسترده بوده و به هرگونه تکانه ی لذت بخش که دارای سرچشمه ی جنسی (  Sexual) باشد،  گفته می شود.

فروید واژه ی لیبیدو را نخست برای فهم انرژی جنسی به کار می برد ، اما پس از بازنگری در نظریه ی انگیزش خودش ، لیبیدو را برای همه ی غرایز زندگی بیان کرد.

به همین دلیل ، سود جستن از مفهوم « لیبیدو » در مواردی مانند زیر

  • کنش بخش هایی از پیکر همانند دهان برای ارضای نیازهای نا جنسی همچون تغذیه
  • سود جستن از کنش های جنسی برای نیازهای نا جنسی همانند خشم، قدرت ، تلافی ، انتقام و ...

می تواند در عمل اختصاصی نمودن انگیزه ها و جدا ساختن آن ها را با دشواری روبه رو کند. یونگ برخلاف فروید ، واژه ی « لیبیدو » را به نیروی جنسی محدود نمی کرد ، بلکه آن را انرژی های روانی کلی برمی شمرد. (سادوک و سادوک، 2007، صفحۀ 680).

 

مفهوم فراران ( سائق ) جنسی :

 

فراران جنسی ( Sexual Drive ) عاملی اساسی برای ایجاد انگیزۀ شروع و ادامۀ فعالیت جنسی است که به نحوی تنگاتنگ با هورمون های جنسی ( تستوسترون در آقایان و استروژن و تستوسترون در بانوان) تنظیم می شودد. به بیان دیگر تمایل کلی فرد به کنش جنسی را فراران ( سائق ) جنسی گویند. فراران ( سائق ) جنسی برای بقای گونه ایجاد شده و تابع سطوح هورمون های جنسی است. از آنجا که مردان همواره دارای سطوح بالای تستوسترون بوده و بانوان دارای سطوح متغیر هورمون های جنسی در طول ماه هستند، فراران ( سائق ) جنسی خانم ها تابع نوسانات پریودیک در طول ماه است. ( بامایستر و وُهز، 2007، صفحۀ 857).

 

مفهوم میل جنسی

 

از طرف دیگر میل جنسی ( Sexual Desire )  بیانگر احساس تمایل به سکس است که گاهی – و نه همیشه - با تحریک دستگاه تناسلی همراه است. میل جنسی تجربه ای روانشناختی است که بر خلاف فراران ( سائق ) جنسی وابسته به هورمون ها نیست. میل جنسی هر آدمی ، بازتاب انگیزش ها ، فراران ( سائق ) ها و شخصیت اوست و فقط با دگرگونی های فیزیولوژیک نمی تواند شناسانده شود. ( سادوک و سادوک ، ویراست هشتم ، 2005 ، صفحه ی 1910 )

میل جنسی می تواند با خواطر یا موقعیت های متعددی تحریک گردد که عبارتند از:

·         افکار، احساسات، و خیال پردازی های شهوانی

·         مطالب شهوانی به صورت کتاب، فیلم، و ...

·         محیط های شهوانی

·         و شرایط و تعاملات اجتماعی محرک میل جنسی ( بامایستر و وُهز، 2007، صفحۀ 861).

 

بنابر این برخی مؤلفین، میل جنسی را برایند نیروهایی می دانند که سبب رفتار جنسی یا دوری از آن در ما می شود ( لوین، 2005 ).

 

 میل جنسی ، بازتاب موارد زیر است:

 

•         فراران ( سائق ) های جنسی

 پیش تر بیان شد.

 

•         انگیزش ها

 

زنده ماندن (بقا) و همانندآفريني (توليدمثل) فراران (سائق)هايي بنيادين براي همه گونه هاي جانوري هستند. در آدميان نيز اين دو از طريق برآمدهاي تجربي (عاطفه و هيجان) نمايان مي شوند. برخلاف پيوستار انگيزشي محدود فراران (سائق)هاي بنيادين، هيجان ها توان انگيزشي مستقلي دارند که آن ها را تبديل به سامانه ی انگيزشي نخستينه (اوليه) يي مي کند که از فرآيندهاي شخصيت بسياري از آدميان است. ويژگي هاي سرشت (آسيب گريزي، نوجويي، پاداش مداري و پشتکار) با هيجان هاي نخستينه وابسته به آن يعني ترس، خشم، دلبستگي و بلندپروازي (جاه خواهي) در فرآيندهاي آغازين رشد ديده مي شوند. بسته به بالا يا پايين بودن ويژگي هاي سرشتي، هيجان هاي ويژه يي گرايش پيدا مي کنند تا بر انگيزش، برداشت و کردار آدمي چيره شوند. هر ويژگي سرشتي با يک گروه از فراران هاي هيجاني برهمکنش دارد که ممکن است با يکديگر همسو يا ناهمسو باشند. مي توان چکيده وار چنين گفت که سرشت با شماري از هيجان هاي وابسته به نيازهاي بنيادين آدمي (انگيزه هاي نخستينه) همچون ايمني در کنش است.

در شرايط بهنجار، پس از اينکه نيازهاي زنده ماندن (بقا) فراهم شد، اهداف تغييرات شخصيتي بهنجار رشد آدمي افزون بر پايداري و پيوستگي خود بدني او، پايداري و پيوستگي خود رواني اش (براي نمونه اعتماد به خويش) را نيز در بر مي گيرد. رشد شخصيتي بهنجار همچنين با اهداف اجتماعي فراواني همچون دانش آموزي، حرفه آموزي و خانواده درست کردن و نيز يک پيوستار توانمند از هيجان هاي دومينه (ثانويه) اجتماعي همانند شرم، غرور، همدلي، غمخواري و مهرباني سازگاري پديد مي آورد.

اين انگيزه هاي دومينه، اجتماعي يا رشدي با کارکردهاي وابسته به رشد منش (کاراکتر) نزديک و همسو هستند؛ به ويژه، هيجان هاي بنياديني چون ترس، خشم و برانگيختگي از طريق برهمکنش با برداشت هاي دروني شده وابسته به منش به هيجان هاي دومينه پيچيده تري همانند تيمارداري (مراقبت)، استواري (جديت) و خوشکامي (لذت) دگرگون مي شوند. هيجان هاي دومينه از طريق رسيدگي، پختگي و رشد و تکامل بيشتر منش ، در اثر انگيزاننده هاي نخستينه پديدار مي شوند.

 به گونه گزيده مي توان گفت که انگيزش ناپخته (نابالغ)، نابهنجار و کژرفته از دو يا سه نياز بنيادين ضروري، انحصاري و چيره سرچشمه مي گيرند، در حالي که انگيزش پخته (بالغ) در پي فراهم شدن نيازهاي بنيادين و پايه و رشد منش و به چنگ آوردن خودآگاهي (هشياري به خويش) پديد مي آيد( سادوک و سادوک ، ویراست هشتم ، 2005 ، صفحه ی 2069 ).

 

 

•       شخصیت

 

شخصیت ، عاملی بسیار مهم و بنیادین است که در اندازه و چگونگی میل جنسی آدمی نقش دارد. « سرشت » زیست بنیاد آدمی – که دست بالا تا دومین سال زندگی استوار و دگرگون نا پذیر می شود – به تنهایی شخصیت آدمی را نمی آفریند. آن چه ما « منش ( کاراکتر ) » می نامیم نیز بخش سترگی از شخصیت را پدید می آورد. رمز و راز شخصیت هر کس را باید در چیستی و چگونگی کنش و واکنش « سرشت » زنتیکی ، مادر زادی و زیست شناختی او با « منش » پرورش پذیر جست و جو نمود. منش به ذهن باز می گردد که هسته ی مفهومی شخصیت است و نا همگونی های آدمیان ، برداشت های از خود و روابط با ابژه ی دلبسته - که بازتاب آماج و ارزش های آن هاست – را در برمی گیرد. به بیان دیگر ، منش آن چیزی ست که هر کس به گونه ای ارادی از خویش نمایان سازد. منش منطق و اراده پذیر است. در حالی که « سرشت » به هیجان های بنیادین همچون ترس و خشم اشاره دارد ، « منش » هیجان های دومین را چون همدلی ، میانه گزینی و خویشتن داری هدف مند ، شکیبایی و حتا در آدمیان پخته و رسیده تر امیدواری ، عشق ورزی و وفاداری را در بر می گیرد.

کانون سامانه ی « سرشت » را در ساختار لیمبیک و استریاتوم مغز ، و جایگاه مغزی « منش » را در لوب گیجگاهی ( تمپورال ) و هیپو کامپوس می دانند. پس « منش » ، هسته ی مفهومی – ادراکی شخصیت ، کارکردهای شناختی بالاتری ، هم چون انگاره ( آبستره ، انتزاع ) های ذهنی ، تفسیر نمادین ( سمبولیک ) ، و برهان ( استدلال ) را در بر دارد. بر هم کنش برداشت های هیجانی سرشت با کارکردهای حافظه ی نمادین و طرحواره های شناختی « منش » به رشد و بالیدگی برداشت درونی شده ی واقع گرایانه ، پخته و رسیده از خویش می انجامد ( سادوک و سادوک ، ویراست هشتم ، 2005 ، صفحه ی 2070 ).

به طور کلی ، صرفنظر از دیگر عوامل موثر در پیدایش میل جنسی ، میل جنسی شخصیت های کلاستر B و نیز وابسته ( دیپندنت ) و افسرده ( دپرسیو ) بالاتر و بیشتر پنداشته می شود. انزوا و کناره جویی شخصیت های کلاستر A ( اسکیزوئید ، اسکیزوتایپال و پارانوئید ) و شخصیت پرهیز گرا – مردم گریز ( اوویدنت ) و مشکلات ریشه ای و پایدار شخصیت های وسواسی – جبری و پرخاشگر – منفعل در برقراری روابط صمیمانه ی بین فردی ، در عمل اندازه و شدت کنش ها و پاسخ های جنسی و از جمله میل جنسی آن ها را کاهش می دهد ( بک ، فریمن ، دیویس ، 2004 ).

 

 

 

عشق و میل جنسی

 

« نظریه ی مثلثی عشق » اشترنبرگ

 

 Sternberg در نظریه ی مثلثی اش ، عشق کامل را دربردارنده ی موارد زیر می داند:

  • شور و شوق فیزیکی ( Passion ) ، به عنوان عنصر انگیزشی که بر مبنای سائق های فیزیولوژیک بوده و به مفهوم جاذبۀ فیزیکی و میل جنسی است
  • صمیمیت ( Intimacy ) ، به عنوان مؤلفۀ هیجانی که منجر به احساس همبستگی، گرمی و اعتماد می گردد
  • و تعهد ( Commitment ) ، که عنصری شناختی بوده به مفهوم تصمیم به ماندن با معشوق است

 

وجود یک، دو، یا هرسۀ این مؤلفه ها سبب ایجاد انواع عشق می شودد (پاپالیا و اولدز، 1988، صفحات 651 - 649).

 

برخی مؤلفین معتقدند که تداوم صمیمیت ممکن است منجر به شکل گیری شور فیزیکی گردد ولی وجود شور فیزیکی بدون صمیمیت ، احساسی پر تلاطم بوده ممکنست به همان سرعت ایجاد، از میان رفته یا تبدیل به الگوی پر افت و خیز اعتیاد جنسی گردد (پرکینسون، 1997، صفحات 262 - 261).

 

« نظریه ی یازده گانه ی عشق راستین » بهنام اوحدی

 

با توجه به عدم انتشار متن کامل برگردان کتاب های بیگانه ، و بنابراین ، آشنا نبودن بسیاری از زوج های ایرانی درون میهن با مفهوم واقعی و کاربردی صمیمیت ( Intimacy ) ، و همچنین با درنظر گرفتن وجود تعاریف پر شمار ، متعارض و مغرضانه از عشق های زمینی و آسمانی در فرهنگ ، فلسفه و ادبیات ایران ، برای پیشبرد کار بالینی به ویژه در رابطه با اختلالات فاز نخست چرخه ی جنسی ، یعنی میل جنسی ، دو سالی ست که نظریه ی مثلثی استرنبرگ را بسط داده و با باز کردن مفهوم « صمیمیت » ، آن را به نظریه ی یازده گانه عشق تبدیل ساخته ام.

نظریه ی یازده گانه ، عشق راستین را دربردارنده ی موارد زیر می داند:

•         احترام ( Respect )

•         اعتماد ( Trust )

•         تعهد ( Commitment )

•         صمیمیت و رفاقت ( Intimacy & Friendship )

•         درک و همدلی دوسویه ( Empathy )

•         یاری ، پرستاری و پاسداری ( Help & Care  )

•         بخشش و گذشت ( Forgiveness )

•         ازخودگذشتگی و فداکاری (  Sacrifice )

•         نگاه ، نوازش و بوسه ( Good Warm Look , Touch & Kiss )

•         هوس و شهوت ( Passion )

•         معنویت ( Spirituality  )

صمیمیت را می توان پس از هوس و شهوت جنسی ، هدف مشترک ، اعتماد ، احترام ، و تعهد ، ششمین پایه ی زندگی زناشویی دانست ( اوحدی ، بهنام ، کارگاه های آموزشی سکسولوژی بالینی ، 1387 ).

 

ارتباط سکس و عشق

 

فرد در ارتباط جنسی اجازه می دهد که مورد عشق ورزی قرار گیرد. در این مواقع سکس به عنوان یک کاتالیزور شکل گیری روابط صمیمانه بوده و سکس و عشق سبب ارتقاء یکدیگر می گردند(سادوک و سادوک، 2007، صفحۀ 688).

 

عوامل مؤثر در Desire

 

طبقه بندی عوامل پدیدآورنده ی میل جنسی:

شماری از پیشگامان سکسولوژی مانند هلن کاپلان عوامل محرک میل جنسی را به دو دستۀ سادۀ ذیل تقسیم می نمایند:

  • برونی  : تصویر، صدا، طعم، و بو
  • درونی : افکار و خیال پردازی ها ( باسون، 2005)

 

مهمترین حواس دخیل در ایجاد Desire:

بیشتر ادراک جذابیت جنسی از طریق حواس صورت می گیرد که عبارتند از:

  • بینایی (  دیدن ظاهر فرد )
  • بویایی(  استشمام  pheromones). یکی از دلایل مصرف عطریات می تواند ترغیب فرد به بوییدن عمیق تر و افزایش احتمال تنفس فرومون ها باشد
  • شنوایی(بویژه چگونگی صدا و حرکاتی که در صدای فرد وجود دارند).

(فرهنگ آزاد ویکی پدیا، 2008)

 

برخی عوامل عمومی پدید آورنده ی گیرایی ( جذابیت ) پیکری:

  • نشانه های سلامتی
    • پوست با طراوت
    • قامت کشیده
    • ...
  • تقارن به عنوان عامل باروری بهتر و نماد گذراندن دوره ی بلوغ جنسی بدون بیماری های پیکری
  • اندازه ی چشم
  • نسبت دور کمر به دور باسن
  • میزان لاغری یا چاقی
  • بلندی پیکر ( قد و قامت )
  • شاخص توده ی بدنی
  • نسبت سر به بدن
  • برخورد اجتماعی

 

برگزیدن مردان از سوی زنان، زیر تأثیر توانایی مردان در فراهم آوردن امکانات ، تسهیلات و منابع زندگی قرار می گیرد ، اما  مردان در برگزیدن زنان بیشتر به گیرایی پیکری ( جذابیت فیزیکی ) اهمیت می دهند.

(فرهنگ آزاد ویکی پدیا، 2008)

( دیدوید سی گیری ، ژاکوب ویژیل ، جنیفر بیرد – کریون ، 2004 )

در یک مطالعه ، نمایی از سیمای شماری دانشجو گرد آوری شده و پس از چهره پردازی رایانه ای به شکل افرادی از جنس مخالف در آمده اند. بار دیگر ، همین تصاویر در کنار تصاویر دیگری از افراد جنس مخالف در اختیارشان گذارده شده و از آنان خواسته می شود که جذاب ترین آن ها را برگزینند. دانشجویان اغلب تصویر خودشان را گزارش می نمایند. گمان پژوهشگران بر آن است که دلیل برگزیدن تصاویر مزبور، در شباهت بیشتر آن ها به پدر و مادر خودمان است.

در پژوهش دیگری شماری تی شرت به تن پدران شماری دانشجوی دختر شده و پس از گرد آوری دوباره، از دانشجویان مربوطه خواسته شده که یکی از آنان را برگزینند. با کمال شگفتی دیده شده که آنان با احتمال بیشتری پوشش پدر خودشان را برگزیده اند که احتمالاً به علت باقی ماندن خوشایند بوی والد در آرشیو ناخودآگاه دختران است.

 

http://www.bbc.co.uk/print/science/hottopics/love/print.shtml Retrieved in Nov.18.2004

 

برخی عوامل گیرایی پیکری ( جذابیت فیزیکی ) در مردان:

 

  • فیزیک مردانه
    • کمر باریک ( نسبت کمر به باسن 9/0 )
    • شانۀ پهن
    • بدن و سینه ی عضلانی ( احتمالاً برآمده از تستوسترون است )
    • نیم تنه به شکل V
  • چهره ی مردانه
    • ابروی درشت
    • پیشانی بلند
    • فک پهن
  • قامت راست و قد بلند ( نماد و نشانه ی قدرت و اعتماد به نفس بیشتر است که توانایی حمایت بهتر را می رساند ).

 

برخی عوامل گیرایی پیکری ( جذابیت فیزیکی ) در زنان:

 

  • سلامت جسمانی
  • جوانی( مرتبط با باروری)
    • سن
    • پوست نرم و تمیز
    • چشمان بزرگ
    • موی درخشان
    • تون عضلانی خوب
  • نسبت کمر به باسن 7/0
  • دور قسمت فوقانی بازو
  • شاخص توده ی بدنی
  • تقارن صورت
  • بزرگی سر نسبت به بدن ( ارزش تکاملی )
  • قدی کوتاه تر از خود مرد
    • کامیابی بالاتر همانند آفرینی ( تولید مثل )
    • جوان تر به نظر رسیدن
    • احتمالاً رشد جنسی زود هنگام تر
  • قیافه های آشنا و پروتوتیپیک. این موضوع، متفاوت از پارادوکس Familiarity-Novelty ارائه شده توسط Levine در سال 2003 است که در آن روزمرگی و قابل پیش بینی بودن روابط فیزیکی سبب می گردد که زوجین انگیزه ی کمتری نسبت به آغاز روابط جنسی معمول خویش پیدا کرده و از پدیده های شایع آن تمایل به تازگی و روابط نوپیدای جنسی است (وستهایمر و لوپاتر، 2004، صفحۀ 512)
  • رفتار اجتماعی جذاب
    • اجتماعی و برونگرا بودن
    • شاد بودن
    • اتکاء به نفس (فرهنگ آزاد ویکی پدیا، 2008)

 

تأثیر زبان بدن در درک احساس جاذبه:

تأثیر ادراکات کانال های مختلف حسی برای پدید آوردن حس گیرایی ( جذابیت ) به ترتیب زیر مطرح گردیده اند:

  • 55% از طریق زبان بدن
  • 38% از طریق تون و سرعت صدا
  • و فقط 7% از طریق آنچه که فرد به زبان می آورد ( واژگان ، عبارات و جملات )

 

نکته ی بسیار قابل توجه آن است که زمان طلایی که احساس تمایل به فرد در آن شکل می گیرد ، فقط چیزی بین 90 تا 240 ثانیه است.

http://www.bbc.co.uk/print/science/hottopics/love/print.shtml Retrieved in Nov.18.2004

 

 پس با نشان دادن ۷۰ تصویر گویا به بیان چیستی و چگونگی جایگاه و نقش « زبان بدن » در برانگیختن « میل جنسی » می پردازم:

 


 

یکی از مراجعان خانم مذهبی و مومنم ، شرمگینانه در پایان ویزیت پرسید:

« آقای دکتر ، در برخی از وبلاگ ها از قول شما نوشته اند که شما « سکس ضربدری » ، « سکس گروهی » و « همجنس گرایی » را طبیعی و نرمال می دانید و حتا یکی از آن ها نوشته که شما به او توصیه نموده اید. حقیقت دارد ؟!؟ »

پاسخ دادم : « اینترنت فضایی مجازی ست و نه واقعی. هر کس می تواند از قول دیگری هر چیز درست و نادرستی را بنویسد. حتا به راحتی می تواند هویت او را در این فضای مجازی جعل کند و چرت و پرت و اباطیل به هم ببافد و تحویل مردمان دهد. هنر و راز موفقیت من در درمان و مشاوره ی جنسی ، زناشویی و خانوادگی ، این بوده که همواره کوشیده ام که دانش بیگانه را با فرهنگ و آیین و مذهب ملی مان تا آن جا که ممکن است ، سازگار نمایم و با لاابالی گری و فساد روانی - جنسی - اجتماعی مبارزه کرده و در نگهبانی از ساختار خانواده در ایران بکوشم. به این خزعبلات گوش نکنید. اینترنت در ایران ، فضایی آلوده به انواع حب و بغض ها و بخل و حسد و کینه و ستیزهاست. تازه این جدای از ناشکیبایی ما ایرانیان درباره ی دیدگاه های گونه گون مان است. آسوده باشد که من همواره به همه ی آیین ها و ادیان مراجعانم احترام گذاشته و هیچ گونه رفتار نامعقول و غیرمنطقی همچون « سکس گروهی » و « سکس ضربدری » را مجاز و مباح نشمرده و نخواهم شمرد. آیا من در برخورد با مشکل خود شما رویکردی ضد دینی و غیراخلاقی داشتم؟؟ »

پاسخ داد : « نه. هرگز ! »

گفتم : « پس رها باش. شاد زی !! »

گفت : « پس بدانید که دشمن دارید. »

گفتم : « می دانم و به پشتوانه ی پروردگار باک ندارم. گناهم کوشش در گام برداشتن در میان بام است. این در این سرزمین گناه اندکی نیست. از هر دو سوی « افراط » و « تفریط » به تو می تازند !!! »

اینترنت در همه جای دنیا ، جلوه گاه و جولانگاه  دردها ، دلشوره ها ، افسردگی ها ، شیدایی ها ، روان پریشی ها و اختلالات شخصیتی ست.