تاکنون چند فیلم مستند و داستانی درباره ی « گتو ( محله ی کلیمی های محصور و محدود شده در لهستان اشغالی از سوی آلمان نازی ) » دیده بودم ، اما فیلم « مقاومت ( Defiance ) » که پیش تر از آن نوشته ام و دو فیلم « شورش ( Uprising ) » و « دل دلیر ایرنا سندلر ( The Courageous Heart of Irena Sendler ) » که به تازگی آن ها را به تماشا نشستم ، در این زمینه بسیار گویاتر و گیراتر پیش چشم و ذهنم نشستند.

 

شورش ( uprising )

 

 

فیلم « شورش ( Uprising ) » ، به فیلم  « مقاومت ( Defiance ) » بسیار شبیه است، از سوی جان اونت ( Jon Avnet ) ساخته و کارگردانی شده است. با این تفاوت که در فیلم « مقاومت » یهودیان به جنگل های لهستان می گریزند و جنگ و گریز را با سپاه اس اس پیشوای دیوانه ی آلمان نازی در پیش می گیرند ، اما در فیلم « شورش ( Uprising ) » دسته ای دیگر از یهودیان ساکن گتو بر آن می شوند تا در همان محله ی محدود و محاصره شده به دفاع از جان و ناموس و شرف خود بپردازند.

فیلم به خوبی نشان می دهد که چرا بازماندگان چنین جاهایی آن چنان مار گزیده شده اند که به گونه ی بیماران دچار اختلال فشار پس از آسیب ( PTSD ) از ریسمان سیاه و سپید نیز به اندیشه ی یورش و دفاع به پیش دست می یازند.

فیلم هر چند نماهای تبلیغاتی اندکی هم در هواداری از کیان بنی اسرائیل دارد ، اما یهودی ستیزی گزافه آمیز برخی آلمانی هایی که نیاکان یهودی داشته اند را عریان و نمایان نشان می دهد !

به راستی مادیات از دست رفتنی و پوچ دنیوی چه اندازه اعتبار و اهمیت دارد که در سرزمین هایی که یهودیان مورد دشمنی و کینه توزی قرار گرفته و می گیرند ، همواره آن دسته از مسئولان امنیتی و نظامی که نه تنها نیاکان ، که حتا چهره و سیما و بینی ای درست همانند اصیل ترین یهودیان داشته و دارند ، با خودفروشی در این راه پیشگام شده و در ستم پیشگی به یهودیان ره گزاف ( افراط ) می پیمایند ؟!؟

تماشای فیلم  « شورش ( Uprising ) » و نیز  « مقاومت ( Defiance ) » را به همه ی دوست داران تاریخ ، به ویژه تاریخ معاصر پیشنهاد و سفارش می کنم.